خرید بک لینک
سال ی که داشتم برای ارشد میخواندم همزمان دانشجوی لیسانس بودم و همزمان کتابی دستم رسیده بود به نام صد مقاله برای تولد مارگارت مید - و مارگارت مید بت فمنیستی من ه و منم از خوابم میزدم و مقالاتی رو که کا

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

دیروز یک باره بی دلیل دید چشم راستم خراب شد . نمیتوانستم ببینم و هوشیاریم رو از دست دادم و بدنم بی حس شد ...تنها بودم و طول کشید تا بتوانم به یکی زنگ بزنم و بعد سریع بیمارستان رفتم و فهمیدم دیروز یه سکته خفیف مغزی رو رد کردم چون دکتر هم گفت یه لخته بوده که از شبکیه ات گذشته و خودش هم ناراحت شد و گفت علایم ات تا چند ساعت دیگه از بین میره و بهم اسپرین داد

امروز کلی ازمایش داد که سر صبح رفتم انجام دادم .

عجیبه که یکی توی 27 سالگی سکته کنه ...

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

من درس دارم و باید اینو روی تنم تتو کنم تا همه بفهمند - اما حالا شدم مسیول هماهنگی چهل تا بیلیت جشواره و مساله اینکه من نه تنها از سینما متنفرم کلا علاقه ایی به هماهنگی ندارم اما بعُد خسیسم میگه بقیه گناه نکردن و حیفه و من میدونم یه جوری هماهنگ میکنم که تا تیکه ی اخرش استفاده بشه .

میزان درس خواندم توی بهمن کمتر از موفیقت یه کانا در بسته دکمه اش بوده و هست . شیمی دارم ...شیمی دو و زیست زیاد و من ...منگ داروهام و به نظرم اسپرین بیش از حد داره خونم رو رقیق میکنه

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

سکته ایی که فرمودم کمی بیشتر از جدی شده و فکر کنم مجبورم برای بقیه تظاهر کنم بیخیال درس شدم . اتفاقا به نظرم این طوری بهتر هم هست ... دو روز پیش پسر عمه ام صاحب یه دختر کوچولوی بامزه شد دیشب دوتا از

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

خیلی به ندرت اتفاق می افته که توی خوابم جایی جز خونه ی مامان بزرگم باشم . انجام گاهی بزرگم و گاهی بچه و همه چیز انجا اتفاق می افته ...رویاها و کابوس ها مامن بزرگم یه اتاقک خارج از عمارت داشت که توش اذ

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

خیلی خیلی خیلی ترسیدم که مبادا نتوانم به موقع درسم رو تموم کنم .

باید تا پیش از عید روی تمام درس ها انقدر مسلط بشم که بعد از عید فقط و فقط شب تا صبح تست بزنم و من تازه زیست پیش رو شروع کردم و شیمی 3 کامل مانده ...

خدا زیادی کمکم کنه

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

بدترین حسی که ادمی میوانه دچارش بشه بیم و امیده - امیدواری که نا امیدی میشه و نا امیدی که حس میکنی تموم نمیشه ...این حس این روزهای ما برای کار همسر جان و این اینقدر فشار این مساله زیاده که به نوعی زند

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

مشکلات کاری از اوار گذشت و ما در حال فروپاشی بخاطرش هستیم . امروز دقیقا یک ماه که همسرخان سرکار نمیره و هیچ چاره ایی جز صبر نداریم و واسطه ها - همون پارتی های گردن کلفتی که فکر میکنید معجزه می کنند -

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

رفتیم بیرون برام یه کوله پشتی ابی خریده که دیگه میشه به عشق اونم ساعت ها درس خواند !

درصد بالای 60 برای تمام دروسم ارزوست !

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

اگر هنوز بگم مشکلات کاری به قوت خودش پابرجاست که لوس میشه پس برای ثبت در تاریخ میگم همسری واحد شرایط دعوت به شورای تخصصی شده و این یعنی اگر پذیرفته بشه مشکلات کاری برای همیشه پر ! یعنی یه جا این نخبگی

برچسب: نویسنده: بهنام خلیلی تاريخ: جمعه 17 اسفند 1397 ساعت: 1:22

صفحه بندی